
موفقیت 3 نوع است: ارضای شخصی، ُشهرگی در حال، ثبت در جریده عالم. نمونه اول وان گوگ است که اگرچه نتوانست تابلویی از کارهایش را بوسیله برادرش تئو در طول حیات بفروشد؛ ولی اکنون گرانترین نقاشیها مال اوست (تا 150 میلیون دلار برای یک تابلوی او). یا بقول فروغ، برایش نوشتن شعر، اصلی حیاتی بود. شهرگی در حال با فعالیت شاعر و دوستان ممکن می شود. برای ثبت در تاریخ فرهنگی یک ملت نیاز به استعداد ارثی، شخصیت والای انسانی، تحصیلات تخصصی، تخیل قوی نوین، شجاعت اجتماعی می باشد. فردوسی، خیام، شاملو، فروغ نمونه های درخشان این نوع موفقیت اند. روشن است که شکوفایی استعداد نیاز به مطالعه، تفکر، غور، تشکیک، نوجویی، تجربه گری، محیط مشوق و محافل نوخواه دارد. این خصوصیات روحی و شخصیتی در موفقیت فرد بوسیله تفکر، عمل، کمالجویی تبلور می بابند.
تفکر خلاق و آفرینش هنری بر اساس پس-زمینه های فردی و اجتماعی می باشند. اینها تبلورات بیشاز 100 کارکرد مغزند که بر اساس هنجارهای ارثی، محیطی، تغذیه، فرهنگی، تاریخی فردند. آفرینش هنری از 4 مرحله تدارک، تامل، الهام، تایید تشکیل شده. تدارک 2 نوع است: تخصصی که نیاز به تحصیلات مربوط به رشته هنری، استعداد، تشویق محیطی دارد. تدارک موضوعی برای آفرینش یک اثر هنری در دست که باید در باره آن مطالعه، غور، جستجو کرد. تامل دوره ایست که مغز در باره امر هنری به قیاس تحلیلها، کاربرد ابزار، استحاله نیت/ محتوا به پاسخ/ شکل است. مرحله بعدی الهام یا فوران چشمه خلاقیت است. این فوران در هر لحظه ای پس از تدارک اولی تخصصی و ثانوی موضوعی اتفاق می افتد- در خواب، زیر دوش، در حال رانندگی، سفر، مهمانی، آشپزی، هرکار غیر مرتبط با مشغله ناخودآگاه. در مرحله آخر، تایید، شکل عینی تفکر را با پردازش و ویرایش آماده برای پخش در اجتماع می کند. در این جاست که تحصیلات مربوطه و نوجویی کمک به منحصر بفرد بودن و درخشش اثر می کنند. نشانه های تفکر و خلاقیت در اصالت رفتار و تولید خود را ظاهر می کنند. فرد خلاق معمولا خودگراست که با تمرکز بر امر مورد علاقه، به محیط خود کمتر می پردازد. محیط باید مدارا برای خلاقیت فرد نشان دهد. چنانکه پدر و شوهر فروغ این مدارا را نداشتند؛ در این صورت هنرمند از این محیط می گریزد. پیشرفتگی جامعه، خود را در مدارا با خلاقیت افراد نشان می دهدکه بنوبه خود در ادوار پیشرفت بعدی جامعه سهم دارند.
بيژن باران- متولد تهران، دارای دكتراي برق و اتم. از او کتابهای شعر راه و رود، دیوان غربی، دیوان شرقی و مقالات ادبی بفارسی و انگلیسی بچاپ رسیده. نیز 2 مجموعه شعر بنامهای 4فصل و سفر باران و نقد شعر در دست انتشار ند. همچنین اشعارش در سایتها و مجلات ایران و خارج نشر یافته. در نقدهای ادبی، او سنت دوران بندی ادبیات را بر اساس سلسله های سلطتنی ترک کرده؛ آثار ادبی را با مکتبهای ادبی دوره بندی می کند. بیژن باران میانگارد: شعر شكار لحظه ي ميرا در نویسشی ماناست برای آموزش، لذت، و تاریخ یا بقول حافظ "ثبت در جریده عالم." بدام كشيدن نگاه گذران در بيان ابدي، لحظه اي است كه با شعر در خواننده تكرار مي شود. شاعر وصل به اندام لحظه است در جستجوی حقیقت با کاربرد واقعیت در ترسیم تخیل– چون اسلاف عارفان ایرانی. شاعر موفق کسی ست که بلسان نيما "پي ت بگرفته نوخيزان ز راه دور بس آيند